اختلال بدتنظیمی خلق مخرب

زمان مطالعه: 2 دقیقه

اختلال بدتنظیمی خلق مخرب اختلالی جدید در راهنمای تشخیصی روانپزشکی محسوب می شود. مشخصه‌ی اصلی آن قشقرق‌های تکرارشونده‌ی نامتناسب با سطح رشدی/تکاملی کودک، به تعداد حداقل سه بار در هفته است که با خلق خشمگین یا تحریک‌پذیری همراه است. علائم باید دست کم یک سال ادامه یابند و قبل از ده سالگی شروع شده باشند. این کودکان معمولاً تشخیص اختلال دوقطبی یا ترکیبی از اختلال نافرمانی مقابله جویانه، نقص توجه-بیش فعالی (ADHD) و خشم انفجاری متناوب تشخیص میگیرند، اما تحقیقات طولی اخیر نشان داده است که این کودکان معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی دچار اختلال دوقطبی کلاسیک نمی‌شوند، بلکه کودکان دچار تحریک پذیری مزمن و بدتنظیمی خلقی شدید در معرض خطر ابتلا به اختلال افسردگی ماژور یا اختلالات اضطرابی هستند. اگرچه نشانه‌هایی مثل برانگیختگی مفرط (برای مثال حواس‌پرتی، بی قراری جسمی، بی‌خوابی، افکار پریشان، پرش افکار، سخن گفتن به شکل تند و عموما نامفهوم یا افکار مزاحم) در مطالعات ابتدایی از نشانه‌های این اختلال دانسته می‌شدند، ملاک های تشخیصی فعلی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی برای اختلال بدتنظیمی خلق مخرب شامل این نشانه نیست. کودکان مبتلا به این اختلال ممکن است علائم برانگیختگی مفرط را نیز نشان دهند که ممکن است به خاطر ابتلای همزمان به نقص توجه-بیش فعالی (ADHD) باشد.

اکثر داده‌های مربوط به شیوع این اختلال، مربوط به کودکان و نوجوانان دچار بدتنظیمی خلق شدید است که علائم برانگیختگی مفرط را نیز دارند. همانطور كه بالاتر اشاره شد، اختلال بدتنظمی خلق مخرب علائم برانگیختگی مفرط را شامل نمیشود و به همین دلیل با بدتنظیمی های خلقی شدید دیگر متفاوت است اما به دلیل شباهت زیاد این اختلالات میتوان شیوع آن ها را مشابه هم در نظر گرفت. شیوع بدتنظیمی های خلقی شدید در کودکان ۹ تا ۱۹ ساله ۳ درصد است. پسرها بیشتر از دخترها به این اختلال مبتلا می‌شوند ( ۷۸ درصد در مقابل ۲۲ درصد). متوسط سن شروع آن ۵ تا ۱۱ سالگی است.

از آنجا که علل زیربنایی این اختلال هنوز ناشناخته است، درمان های پیشنهادی فعلی مبتنی بر مداخلات متمرکز بر کنترل علائم است. اگر معلوم شود زیربنای زیستی این اختلال مشابه افسردگی ماژور و اختلالات اضطرابی است، در آن صورت داروهای SSRI و محرک‌ها گزینه‌ های درمانی خوبی محسوب می‌شوند. اما اگر زیربنای عصبی آن مشابه اختلال دوقطبی باشد، داروهای متفاوتی در خط اول درمان استفاده خواهند شد. همچنین روان‌‌درمانی شناختی رفتاری احتمالا یکی از گزینه های اصلی در درمان این اختلال باشد.

منبع:

Sadock, B. J., Sadock, V. A., & Md, R. P. (2014). Kaplan and Sadock’s Synopsis of Psychiatry: Behavioral Sciences/Clinical Psychiatry (Eleventh ed.). LWW.