اختلال کم توانی ذهنی

زمان مطالعه: 2 دقیقه

به طور کلی کم­ توانی ذهنی، که در گذشته به آن عقب­ ماندگی ذهنی گفته می­­شد، به ترکیبی از مشکلات شناختی و اجتماعی در فرد اطلاق میشود. انجمن کم­ توانی ذهنی و تکاملی آمریکا (AAIDD)، کم­ توانی ذهنی را محدودیتی قابل ­توجه در عملکردهای فکری نظیر یادگیری، حل مسئله و تفکر منطقی و نوعی ناسازگاری رفتاری مثل نقص در مهارت­های اجتماعی و عملی که قبل از 18 سالگی بروز کنند تعریف می­کند. بنابراین در ارزیابی افراد جهت تشخیص این اختلال هم به بهره هوشی (IQ) و هم به کارکردهای اجتماعی فرد، مثل فهم هنجارهای اجتماعی توجه می­شود. هرچند در آخرین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-V)، توجه بیشتری معطوف به ارزیابی کارکردهای اجتماعی فرد شده است. در فاصله­ قرن 19 تا میانه­ قرن 20 میلادی بسیاری از کودکان دچار کم­ توانی ذهنی در مراکز نگهداری ویژه نگهداری و تربیت می­شدند. برخورد اشتباه و گاهی سواستفاده­ ها و بدرفتاری­ هایی که در این مراکز اتفاق می­ افتاد در پی تلاش های جنبش­ های اجتماعی برای آگاهی بخشی به عموم باعث تحولی در نگاه جامعه به این کودکان و تلاش برای حفظ این کودکان در جامعه به وسیله­ ی حمایت­ های اجتماعی شد.

چون این اختلال در سنین مختلف تشخیص داده می­شود تخمین شیوع آن در جمعیت­ ها با دشواری­ هایی رو به­ روست. بر اساس مطالعات انجام شده تخمین زده می­شود که در کشورهای در حال توسعه از هر 1000 کودک 10 تا 15 کودک دچار اختلال کم ­توانی ذهنی باشند. همچنین درصد شیوع این اختلال در جوامع غربی بین 1 تا 3 درصد جمعیت کودکان برآورد شده است. این اختلال در پسران 1.5 برابر بیشتر از دختران دیده می­شود. بیشترین گزارش این اختلال در کودکان سنین مدرسه بوده است چرا که با ورود به مدرسه اهمیت عملکردهای اجتماعی کودک پررنگ­تر و نشانه ­های اختلال در فرد ظاهر می­شود.

کودکانی که دچار این اختلال هستند عموما عزت نفس پایینی دارند و به تفاوت های خود با دیگر کودکان در زمینه های مختلف اجتماعی و تحصیلی آگاهند. این کودکان در برآورده کردن انتظارات خانواده و جامعه مشکل دارند و همین دلیل ناامیدی و حس عقب ماندگی شدیدی احساس می­کنند. در کنار این احساسات، دشواری در برقراری ارتباط با افراد جامعه می­تواند به بیگانگی با جامعه و متحمل شدن اضطراب، خشم و افسردگی زیادی شود.

عواملی که منجر به بروز این اختلال می­شوند میتوانند ناشی از ژنتیک، محیط، روند تکاملی و یا برآیندی از تعامل این عوامل باشند. قرار گرفتن کودک در معرض سموم یا عفونت پیش از تولد و یا آسیب به جنین (مثلا به دنیا آمدن زودرس) و عوامل فرهنگی و اجتماعی تاثیرگذار بر کودک از جمله عوامل شناخته ­شده تاثیرگذار در بروز این اختلال می­باشند. بسته به نوع علتی که ممکن است منجر به وقوع اختلال شود اقدامات مختلفی جهت کنترل یا جلوگیری از بروز آن قابل انجام است. آگاهی بخشی به جامعه و فراهم کردن حمایت اجتماعی برای افراد دارای این اختلال از اقداماتی است که به بهبود زندگی این افراد کمک می­کند.

منبع:

Sadock, B. J., Sadock, V. A., & Md, R. P. (2014). Kaplan and Sadock’s Synopsis of Psychiatry: Behavioral Sciences/Clinical Psychiatry (Eleventh ed.). LWW.