اختلال کم توانی ذهنی
-
-
1400/02/16
-
1 دقیقه
به طور کلی کم توانی ذهنی، که در گذشته به آن عقب ماندگی ذهنی گفته میشد، به ترکیبی از مشکلات شناختی و اجتماعی در فرد اطلاق میشود. انجمن کم توانی ذهنی و تکاملی آمریکا (AAIDD)، کم توانی ذهنی را محدودیتی قابل توجه در عملکردهای فکری نظیر یادگیری، حل مسئله و تفکر منطقی و نوعی ناسازگاری رفتاری مثل نقص در مهارتهای اجتماعی و عملی که قبل از 18 سالگی بروز کنند تعریف میکند. بنابراین در ارزیابی افراد جهت تشخیص این اختلال هم به بهره هوشی (IQ) و هم به کارکردهای اجتماعی فرد، مثل فهم هنجارهای اجتماعی توجه میشود. هرچند در آخرین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-V)، توجه بیشتری معطوف به ارزیابی کارکردهای اجتماعی فرد شده است. در فاصله قرن 19 تا میانه قرن 20 میلادی بسیاری از کودکان دچار کم توانی ذهنی در مراکز نگهداری ویژه نگهداری و تربیت میشدند. برخورد اشتباه و گاهی سواستفاده ها و بدرفتاری هایی که در این مراکز اتفاق می افتاد در پی تلاش های جنبش های اجتماعی برای آگاهی بخشی به عموم باعث تحولی در نگاه جامعه به این کودکان و تلاش برای حفظ این کودکان در جامعه به وسیله ی حمایت های اجتماعی شد.
چون این اختلال در سنین مختلف تشخیص داده میشود تخمین شیوع آن در جمعیت ها با دشواری هایی رو به روست. بر اساس مطالعات انجام شده تخمین زده میشود که در کشورهای در حال توسعه از هر 1000 کودک 10 تا 15 کودک دچار اختلال کم توانی ذهنی باشند. همچنین درصد شیوع این اختلال در جوامع غربی بین 1 تا 3 درصد جمعیت کودکان برآورد شده است. این اختلال در پسران 1.5 برابر بیشتر از دختران دیده میشود. بیشترین گزارش این اختلال در کودکان سنین مدرسه بوده است چرا که با ورود به مدرسه اهمیت عملکردهای اجتماعی کودک پررنگتر و نشانه های اختلال در فرد ظاهر میشود.
کودکانی که دچار این اختلال هستند عموما عزت نفس پایینی دارند و به تفاوت های خود با دیگر کودکان در زمینه های مختلف اجتماعی و تحصیلی آگاهند. این کودکان در برآورده کردن انتظارات خانواده و جامعه مشکل دارند و همین دلیل ناامیدی و حس عقب ماندگی شدیدی احساس میکنند. در کنار این احساسات، دشواری در برقراری ارتباط با افراد جامعه میتواند به بیگانگی با جامعه و متحمل شدن اضطراب، خشم و افسردگی زیادی شود.
عواملی که منجر به بروز این اختلال میشوند میتوانند ناشی از ژنتیک، محیط، روند تکاملی و یا برآیندی از تعامل این عوامل باشند. قرار گرفتن کودک در معرض سموم یا عفونت پیش از تولد و یا آسیب به جنین (مثلا به دنیا آمدن زودرس) و عوامل فرهنگی و اجتماعی تاثیرگذار بر کودک از جمله عوامل شناخته شده تاثیرگذار در بروز این اختلال میباشند. بسته به نوع علتی که ممکن است منجر به وقوع اختلال شود اقدامات مختلفی جهت کنترل یا جلوگیری از بروز آن قابل انجام است. آگاهی بخشی به جامعه و فراهم کردن حمایت اجتماعی برای افراد دارای این اختلال از اقداماتی است که به بهبود زندگی این افراد کمک میکند.
منبع:
Sadock, B. J., Sadock, V. A., & Md, R. P. (2014). Kaplan and Sadock’s Synopsis of Psychiatry: Behavioral Sciences/Clinical Psychiatry (Eleventh ed.). LWW.


